حتما یادتان هست که در آخرین مناظره ی انتخاباتی که میان آقایان رضایی و احمدی نژاد صورت گرفت،یکی از انتقادات جدی که محسن رضایی به رییس جمهور کنونی داشت،عدم استفاده ی وی از پتانسیل فکری نخبگان در دولت خود و عدم تمایل و گرایش به افکار آنان بود.
آری،این انتقاد انتقادی بسیار صحیح و به جا بود.چرا که دولت جناب محمود احمدی نژاد،نه تنها از نظرات کارشناسی نخبگان هیچ استفاده ای نمی کرد بلکه به سرکوب و همچنین هجمه علیه آنان نیز می پرداخت.
اما آنچه در این میان بیشتر قابل توجه میباشد این است که آیا مردم جامعه ی ما نخبه پذیر هستند؟آیا اینان از نظرات نخبگان جامعه تاثیر میپذیرند؟و یا اینکه آنان نیز مانند رییس جمهور این دوره ی خود علاقه ای به نظرات آنان نداشته و آنان نیز خود را صاحب نظر میدانند؟
نخبگان در هر جامعه ای به دلیل هوش و فراست بالای خود میتوانند چراغ راه جامعه بوده و مسیر جامعه را رو به ترقی هدایت نمایند.البته این امر زمانی به وقوع میپیوندد که جامعه پذیرای تفکرات آنان باشد و سر بر راه آنان بنهد.
نتیجه ی انتخابات این دوره به وضوح نماینگر این مسئله خواهد بود که آیا نخبگان در جامعه ی ما تاثیر گذاری قابل ملاحظه ای بر روی آرا و افکار افراد جامعه دارند یا خیر؟
در این انتخابات مهدی کروبی،کاندیدای طیف اصلاح طلبان عمل گرا توانسته است که بسیاری از این نخبگان را گرد خود بیاورد.نخبگان سیاسی،اجتماعی،دینی و ... .اشخاصی که حتی برخی از آنان در دوره های قبل دعوت به تحریم انتخابات مینمودند و از این حیث جزو اصلاح طلبان تندرو قرار گرفته اند.اشخاصی که حتی با برخی از اصول اساسی که به زیان افراد جامعه بوده سر ناسازگاری داشته اند.
اما آنان امروز به حمایت از یک کاندیدای روحانی برخواسته اند.آنان دانسته اند که التیام اوضاع وخیم جامعه جز با دستهای یک اصلاح طلب عملگرا که در ساخت قدرت نیز نفوذ داشته باشد،تحقق نخواهد یافت.آنان دریافته اند که وعده های این کاندیدا،وعده هایی است که حتی بسیاری از افراد جرات به زبان آوردن آنرا نیز ندارند.آنان دریافته اند که او میخواهد و میتواند چرا که مرد عمل است.
حمایت افرادی همچون عبدالکریم سروش(بزرگترین روشنفکر دینی ایرانی)،عمادالدین باقی(از بزرگترین فعالین حقوق بشری و موسس انجمن دفاع از حقوق زندانیان)،جمیله کدیور(فعال امور زنان و دارنده ی دکترای علوم سیاسی)،عطاءالله مهاجرانی(دارنده ی دکترای تاریخ،معاون رییس جمهور در دوران هاشمی و وزیر فرهنگ و ارشاد در دوران خاتمی)،غلامحسین کرباسچی(نماینده ی امام در ژاندارمری در دوران جنگ،استاندار اسبق اصفهان و شهردار اسبق تهران)،محمد قوچانی(روزنامه نگار برجسته و سردبیر برخی از روزنامه های اصلاح طلب)،عباس عبدی(پژوهشگر اجتماعی،روزنامه نگار و فعال سیاسی.وی همچنین در سال ۷۳ به دلیل انتقاد از هاشمی رفسنجانی به زندان افتاد)،محمد علی ابطحی(روحانی اصلاح طلب و از چهره های جنبش اصلاح طلبی ایران)،سید کاظم موسوی بجنوردی(رییس حزب ملل اسلامی،بنیانگذار مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و رئیس کتابخانه ملی ایران در دوره ی خاتمی)،احمد زید آبادی(دارنده ی دکترای روابط بین الملل و کارشناس مسائل اسرائیل)،بهروز افخمی(کارگردان و نویسنده ی سینما) و بسیاری دیگر نشان دهنده ی این نکته میباشد که خیل عظیمی از نخبگان ما با توجه به موقعیت حساس کنونی متوجه این نکته گشته اند که مهدی کروبی مناسبترین گزینه برای برون رفت از مشکلات فعلی میباشد.
باید منتظر بود و نظاره کرد که آیا مردم ما توجهی به این نظرات کارشناسانه دارند یا خیر؟
مناظره های انتخاباتی که میان کاندیدای ریاست جمهوری برگزار میگردد،بی شک یکی از تاثیر گذارترین برنامه ها برای جلب یا رد آرای مردمی است،چرا که هر یک از کاندیدا علاوه بر بیان نقاط قوت خود به ذکر نقاط ضعف کاندیدای مقابل نیز میپردازند و با این عمل سعی در جلب آرای افراد به نفع خود و دفع و از بین بردن آرای فرد مقابل میکنند.پس بالطبع هر یک از کاندیدا که در این مناظره ها از هر حیث پیروز بیرون آید شانس خود را برای دستیابی به مسند ریاست جمهوری افزایش خواهد داد.
شب گذشته نیز دومین مناظره ی انتخاباتی میان دو تن از این کاندیدا به نمایش درآمد که بسیار جنجال برانگیز نیز از آب درآمد،آنچنان که حتی درگیریهایی را نیز در پایتخت بوجود آورد.اما قصد آن نیست که به جریان این مناظره پرداخته شود بلکه سعی بر آن است تا پیروز این مناظره شناخته شود.
در این مناظره که محمود احمدی نژاد آغازگر آن بود و میر حسین موسوی ختم کننده آن،هر دو طرف این مناظره دارای نقاط قوت و ضعف فراوان بودند.محمود احمدی نژاد با بیانی بسیار بهتر از موسوی باز هم به همان رفتار پوپولیستی و دروغ پردازیهای خود ادامه داد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرد و حتی با هجوم لفظی به این و آن سعی داشت که میرحسین را وادار به عقب نشینی نماید. اما طرف مقابل این مذاکره یعنی میر حسین موسوی از یک نعمت اساسی در این میان بی بهره بود و آن طرز بیان بود.آقای موسوی با اینکه پاسخهای مناسبی را در مقابل رقیبش به اجرا میگذاشت اما به دلیل بیان نامناسب خود هرگز نتوانست تاثیر گذاری لازم را بر روی مخاطبان ذاشته باشد.این عدم توانایی حتی تا حدی بود که اندکی پس از اتمام مناظره پیامکهای بسیاری که به این امر اشاره داشت شروع به ارسال گردید.
آنچه در این میان بسیار مهم است آن است که این مناظره به وضوح بیانگر دو نکته اساسی بود.نکته اول آنکه محمود احمدی نژاد هنوز هم بر بی اخلاقی ها و مظلوم نماییهای خود پاشفاری مینماید و قصد آن دارد که به هر نحو ممکن چهار سال آینده را از آن خود کند و نکته ی دوم آنکه میر حسین موسوی نشان داد که حتی توانایی دفاع از خود را به نحو احسن دارا نیست،حال چگونه میخواهد از حقوق مردم کشور خود دفاع کند؟توانایی در بیان یکی از مهمترین مواردی است که یک رییس جمهور باید از آن بهره ببرد تا بتواند با این بیان مناسب اهداف خود را نیز پیش برد.در صداقت و متانت میر حسین شکی نیست اما باید دانست مولفه های بسیار دیگری لازم است تا یک رییس جمهور توانا گردد.
به هر شکل این مناظره فضای بسیار خوبی را برای استفاده مهدی کروبی بوجود آورد.باید دید که آیا کروبی میتواند از این فضا به نفع خود استفاده نماید؟